جهش تولید

تیتر اخبار

چه کسی آنلاین است؟

ما 32 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم
یادداشتهای اهل قلم

یادداشتهای اهل قلم (18)

ساعت 24-قبضه مجلس یازدهم در دست اصولگرایان اما و اگرها را درباره آرایش سیاسی و فراکسیونی این مجلس بیشتر کرد و این سوال مطرح می‌شود که آیا قرار است تنها یک فراکسیون سیاسی و اکثریت میدان‌دار باشد؟!

 هنوز انتخابات از راه نرسیده بود که ماجرای بررسی صلاحیت‌ها و نظارت استصوابی تقریبا قصه ترکیب مجلس یازدهم را مشخص کرد؛ وقتی اکثریت  کاندیداهای جناح چپ بیرون انتخابات ماندند و حتی برخی بخاطر نگرانی از ردصلاحیت وارد گود رقابت نشدند، مشخص بود که مجلسی از جنس مجلس هشتم و نهم و حتی با دوز بالاتری از اصولگرایی روی کار خواهد آمد. پیش‌بینی‌هایی که اتفاقا دوم اسفند ماه به حقیقت نشست و اصولگرایان پیروز قاطع انتخابات و فاتح تمام عیار مجلس یازدهم شدند. هرچند نتیجه انتخابات و ترکیب مجلس مشخص شد اما این پایان اما و اگرها نبود و حالا گمانه‌زنی‌ها حول محور آرایش سیاسی و تشکیل فراکسیون‌های احتمالی مجلس می‌چرخد.

از ملیون و مذهبیون تا خردادی‌ها و اقلیت محجوب

اسفند ۵۷ و اولین انتخابات مجلس شورای اسلامی یکی از بهترین انتخابات‌هایی بود که در چهار دهه اخیر جمهوری اسلامی آن را تجربه کرد. انتخاباتی که از همه رنگ و جناح و عقیده در آن حضور داشت. این مجلس وقتی خرداد ۵۸ عملا امور مقننه کشور را به دست گرفت. در آن مقطع «جامعه روحانیت مبارز» «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی» و «نهضت آزادی» سه طیفی بودند که مجلس را بدست داشتند. در مجلس دوم اگر نگوییم فراکسیون بلکه این تجمع‌های پارلمانی به حزب اللهی‌ها و ‌خط‌ امامی‌ها تبدیل شد. مجلس سوم که اوج اختلافات سیاسی بود و عملا نهضت آزادی‌ها هم از دور انتخابات حذف شدند تجمع‌های مجلس به «روحانیت مبارز» و «روحانیون مبارز» تقسیم شدند. مجلس چهارم و پنجم حامیان دولت وقت یعنی هاشمی رفسنجانی میدان دار مجلس بودند از مجلس چهارم فراکسیون «کارگزاران» و همینطور فراکسیون «صنفی» در مقابل فراکسیون «روحانیت» ایجاد شد. مجلس پنجم نیز تقریبا همین آرایش سیاسی حفظ شد؛ اما ششم معادلات سیاسی با روی کار آمدن اصلاح‌طلب‌ها تغییر کرد. در مجلس ششم حزب مشارکت ایران اسلامی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، کارگزاران سازندگی و مجمع روحانیون مبارز بیشترین کرسی ها را در مجلسی داشتند. آنها مشترکا فراکسیون دوم خرداد را به عنوان فراکسیون اکثریت تشکیل دادند؛ در مقابل غلامعلی حدادعادل نفر اول لیست اصولگرایان که در شمارش آرا تهران نفر سی وسوم شده بود در بازشماری آرا توسط شورای نگهبان با ارتقایی ۵ رتبه‌ای نفر ۲۸ تهران شد و با سایر نماینده‌های اصولگرایی که در این دوره رای آورده بودند فراکسیون اقلیت مجلس را تشکیل دادند. فراکسیونی که خاتمی به آن «اقلیت محجوب» می‌گفت.

مجلس هفتم و پنج فراکسیون

مجلس هفتم در شرایطی روی کار آمد که موج رد صلاحیت‌ها کاندیداهای اصلاح‌طلب را از دور انتخابات عقب راند. در آن مقطع اصلاح‌طلبان انتخابات را تحریم کردند و نتیجه این شد که مجلسی اصولگرا روی کار آمد البته تعداد اصلاح‌طلبان به اندازه یک فراکسیون بود برای همین فراکسیون اقلیت مجلس هفتم با حضور نمایندگان اصلاح طلب شهرستانی به دبیرکلی محمدرضا تابش عضو جبهه مشارکت و با حضور اسماعیل گرامی مقدم، عضو حزب اعتماد ملی، اکبر اعلمی و چند اصلاح طلب دیگر با نام فراکسیون «خط امام(ره)» تشکیل شد. اصولگرایان در ابتدای مجلس هفتم یک فراکسیون به نام فراکسیون «اصولگرایان» تشکیل دادند اما اختلافات باعث شد تا در ادامه به سه شاخه انشعاب پیدا کند و فراکسیون «اصولگرایان مستقل» متشکل از افرادی مانند افروغ، الهام امین‌زاده و ... در این فراکسیون تعریف شدند از سوی دیگر فراکسیون‌هایی «وفاق ملی و کارآمدی» و «حزب‌الله» نیز تشکیل شدند.

اصولگرایان هشتم و نهم و اختلافات بی شمار

مجلس هشتم یکی از همان مجلسی بود که اکثریت قریب به اتفاق دست اصولگرایان بود و اصلاح‌طلبان اقلیت کمی را در دست داشتند که همان تعداد یعنی افرادی مانند داریوش قنبری، کواکبیان، خباز و ... فراکسیون خط امامی‌ها را تشکیل دادند. اما از سوی دیگر فراکسیون اصولگرایان به عنوان فراکسیون اکثریت تشکیل اما در سال‌های پایان عمر مجلس هشتم بود که حامیان محمود احمدی‌نژاد با ریاست روح‌الله حسینیان فراکسیون «انقلاب اسلامی» را تشکیل دادند فراکسیونی که از آن به نطفه جبهه پایداری یاد می‌شود. بعد از پایان مجلس هشتم و روی کار آمدن مجلس نهم اختلافات اصولگرایان در حمایت از محمود احمدی‌نژاد پررنگ‌تر شد تا آنجا که بخشی از اصولگرایان که در ردیف اصولگرایان میانه‌رو در مقابل پایداری‌ها تعریف می‌شدند فراکسیون اکثریت «رهروان ولایت» را تشکیل دادند و فراکسیون اصولگرایان از نمایندگان پایداری و جمعیت رهپویان و ... نیز در یک فراکسیون جمع شدند.

مجلسی با سه فراکسیون هم وزن

۸ خرداد ۹۵ وقتی مجلس دهم شکل گرفت تصور بر این بود که دو فراکسیون اصولگرایان و اصلاح‌طلبان تشکیل شود اما از آنجا که اصولگرایان میانه یا همان مستقلین راه خود را فردای انتخابات از اصلاح‌طلبان جدا کردند این اتفاق نیفتاد و سه فراکسیون «اصولگرایان ولایی» «مستقلین ولایی» و «امید» که همان اصلاح‌طلبان بودند تشکیل شد؛ سه فراکسیونی که هیچ‌کدام اکثریت را در دست نداشتند و زد و بندهای سیاسی و توافقات پشت پرده بود که در صحن علنی معادلات را تعیین می‌کرد آنچنان که فراکسیون مستقلین گاهی به سمت راست تغییر جهت می‌داد و گاهی به سمت چپ. اما درباره مجلس یازدهم که تقریبا مجلسی یک دست شکل گرفته است این سوال مطرح می‌شود که آیا قرار است تنها یک فراکسیون سیاسی و اکثریت میدان‌دار باشد؟

عاقبت مجلس یازدهم  

مجلس یازدهم را شاید بتوان یکی از اصولگرایانه‌ترین مجالس ادوار دانست و اگر قرار باشد برای آن آرایش سیاسی درنظر گرفت احتمالا باید گفت در نهایت تنوع باید تعداد فراکسیون‌های آن چیزی شبیه به مجلس نهم باشد یعنی یک فراکسیون متشکل از اصولگرایان میانه رو و یک فراکسیون متشکل از اصولگرایان تندرو تر و همینطور پایداری اما وقتی یک نگاه به ترکیب می‌اندازیم می‌بینیم چند طیف از اصولگرایان را می‌توان مشاهده کرد و همین موضوع کافی است تا دامنه اختلافات مانند آنچه در مجلس هفتم، هشتم و نهم دامن اصولگرایان را گرفت این‌بار هم آنان را به مرز چند شقه شدن پیش ببرد و مانع از تشکیل یک فراکسیون اکثریت بشود.

قالیباف و نواصولگرایی

محمدباقر قالیباف که بعد از پایان دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری سودای لیدری در سر داشت و نامه‌های سرگشاده‌اش برای جوانان اصولگرا با عنوان نواصولگرایی آغاز کرد حالا در نزدیک‌ترین حالت برای تحقق بخشیدن به رویای خود قرار دارد او می‌تواند هم برای ریاست مجلس خیز بردارد و هم فراکسیون «نواصولگرایان» را تشکیل بدهد و رهبری آن را بدست بگیرد و طبیعی است که اعضای جبهه «جمعیت‌ پیشرفت  و عدالت» هم او را در این راه حمایت کنند البته این فراکسیون قطعا آبش با پایداری‌ها و موتلفه‌ای‌ها در یک جوی نخواهد رفت و همین موضوع موجب می‌شود تا مقدمه‌ای برای یک انشقاق باشد.

پایداری و احمدی‌نژادی‌ها

در میان نمایندگان مجلس یازدهم احمدی‌نژادی‌ها کم نیستند و از وزرا دولت نهم و دهم گرفته تا کارگزاران و استانداران تعداد قابل توجهی در میان آنها به چشم می‌خورد؛ افرادی که قابلیت آن را دارند تا یک فراکسیون جداگانه تشکیل بدهند اما قطعا به لحاظ تعداد با نواصولگرایان فاصله زیادی دارند و نمی‌توانند در مقابل آنها رقابت کنند بنابراین نیاز به یک نیروی قوی‌تر دارند و در این میان «جبهه پایداری» که اتفاقا در آخرین چانه‌زنی‌ها توانست سهم قابل توجهی از لیست را به دست بیاورد و نیروهای خودی را وارد مجلس کند می‌تواند همان نیرویی باشد که با آنها ترکیب شوند و یک فراکسیون قدرتمند را برای رقابت با قالیبافی‌ها تشکیل دهد.

موتلفه و طیف اصولگرایان سنتی

طیف اصولگرایان سنتی که در جامعه روحانیت مبارز و حزب موتلفه اسلامی و همچنین جبهه پیروان خط امام و رهبری خلاصه می‌شوند از آن گروهی‌ هستند که اتفاقا توانسته‌اند سهمی را در مجلس داشته باشند که مصداق بارز آن مصطفی میرسلیم است. این طیف همواره به لحاظ سابقه حضور و کار تشکیلاتی خود را به قول معروف یک سر و گردن بالاتر از دیگر طیف‌های اصولگرایی  می‌داند و در این سال‌ها داعیه لیدری داشته است. حال وقتی با طیف‌های دیگر اصولگرایی زیر یک سقف قرار می‌گیرد بعید است زیر پرچم آنها قرار بگیرد بنابراین فراکسیون سومی که در مجلس یازدهم ظهور و بروز خواهد کرد می‌تواند فراکسیون موسوم به موتلفه یا اصولگرایان سنتی با ریاست میرسلیم باشد.

اصلاح طلبان چه می کنند؟ مستقلین هم هستند

اصلاح طلبان حضوری کمرنگ در مجلس آینده دارند، از چهره های شاخص این جریان تنها پزشکیان و تاجگردون در پارلمان ماندگار شده و بقیه یا نیامدند، یا آمدند و ردصلاحیت شدند یا رأی دوباره را برای ماندگاری در پارلمان کسب نکردند. اصلاح طلبان اما از مدتها قبل و ناامید شدن از تایید صلاحیت کاندیداهای شاخص شان زمزمه تشکیل یک اقلیت قوی در مجلس یازدهم را مطرح می کردند. زمزمه ای که حالا به حقیقت نزدیک شده است و چاره ای جز تشکیل چنین فراکسیونی برای آنها باقی نمانده است. 

مستقلین هم که از مجلس دهم اسم و رسمی برای خود پیدا کرده اند حتی در این دوره از مجلس تعدادشان از چپ گرایان بیشتر شده است. طیفی از نمایندگان که می توانند یک گعده پارلمانی را به اسم خود ثبت کنند. اما آیا مستقلین مجلس یازدهم به تنهایی قدرت اثرگذاری بر معادلات درون پارلمانی را خواهند داشت یا به مثابه مجلس دهم گاه و بیگاه به سمت توافقات پشت پرده با راست گرایان پارلمان یا چپ گرایان خواهند رفت؟

منبع: خبرآنلاین

به گزارش جماران، حجت الاسلام و المسلمین مسیح مهاجری در سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:   با برگزاری انتخابات دوم اسفند، مجلس یازدهم نیز تا حدود زیادی شکل گرفت و در فروردین‌ماه با انجام مرحله دوم، ترکیب کامل آن مشخص خواهد شد. درباره این انتخابات، چند نکته را باید مورد تأمل قرار داد.

1- در کشوری که انتخابات، راهکار شکل‌گیری مجلس قانونگذاری است وقتی مردم افرادی را به عنوان نمایندگان خود انتخاب می‌کنند، همه باید به انتخاب مردم احترام بگذارند و زمینه را برای انجام وظیفه آنان فراهم نمایند. پیشاپیش نباید درباره نمایندگان منتخب قضاوت کرد بلکه باید عملکرد آینده آنها را معیار هرگونه قضاوت مثبت یا منفی قرار داد.

 

2- درباره چگونگی برگزاری انتخابات و سلامت یا عدم سلامت آن اگر سخنی وجود دارد باید مراجع ذیصلاح قانونی به آن رسیدگی نمایند. اطلاعات موجود نشان می‌دهد افرادی از داوطلبان نمایندگی مجلس با اقدامات خلافی از قبیل توزیع مواد غذائی و دادن پول درصدد جمع‌آوری رأی برآمدند. این قبیل اقدامات، به سلامت انتخابات خدشه وارد می‌کنند و قطعاً باید مورد توجه و رسیدگی قرار گیرند و درباره اقدام‌کنندگان تصمیمات قانونی اتخاذ شود.

3- نکته مهمی که باید مسئولان نظام را حساس کند، فراتر از دو نکته قبلی است و آن اینست که میزان مشارکت در انتخابات مجلس یازدهم پائین بود. براساس اخبار موجود، این مشارکت اندکی بیش از 40 درصد بود. در طول چهار دهه گذشته و در 10 دوره انتخابات مجالس گذشته مشارکت مردم هرگز از 50 درصد پائین‌تر نبود. پایین‌ترین مشارکت، مربوط به انتخابات مجلس هشتم بود که 51 درصد اعلام شد. بدین ترتیب، مشارکت مردم در انتخابات مجلس یازدهم 10 درصد از این نصاب پائین‌تر است. مسئولان نظام باید این کاهش هشداردهنده را یک زنگ خطر بدانند و به بررسی همه‌جانبه آن بپردازند. در تهران، مشارکت بسیار پائین‌تر بود، وضعیتی که برای مرکز جمهوری اسلامی به هیچ وجه قابل قبول نیست.

بی‌اعتنائی به پائین آمدن میزان مشارکت مردم در این انتخابات را نباید یک راهکار برای عبور بی‌خطر از کنار این هشدار و به فراموشی سپردن آن دانست. اگر گوش‌های مسئولین زنگ خطرها را نشنوند، خطر برطرف نمی‌شود. توسل به توجیهات غیرموجه نیز بی‌فایده است. کاهش مشارکت مردم در انتخابات را نباید به گردن دیگران انداخت. واقعیت اینست که عامل اصلی این ریزش، خودمان هستیم. هر روز که می‌گذرد، دافعه‌ها بیشتر و جاذبه‌ها کمتر می‌شوند. اکنون به جائی رسیده‌ایم که «شیفتگی خدمت» به حداقل رسیده و «تشنگی قدرت» در اوج است. اختلاف و تفرقه غوغا می‌کند و اشتغال به این امور فرعی، توجه به اصل، که خدمت کردن به مردم است، را به فراموشی سپرده است.

مقصر دانستن این جناح و تبرئه کردن آن جناح نیز مشکلی را حل نمی‌کند. جناح‌ها در عمل نشان داده‌اند که حفاظت از منافع خود را بر مصالح ملت و کشور و نظام و انقلاب ترجیح می‌دهند. بی‌تدبیری در برابر گرانی‌ها و ماجرای بنزین، بی‌عملی مجلس در برابر بحران‌ها و سازشکاری‌ها در مورد استیضاح وزرای خاطی، مربوط به هردو جناح است. اینها باضافه اِعمال «نظارت استسلاقی» عواملی هستند که میزان مشارکت را کاهش داده‌اند بطوری که حتی هزینه کردن شرع، خرج کردن شهدا و افراط‌های بی‌سابقه صداوسیما در تبلیغات هم نتوانستند افاقه کنند.

اگر از صاحب این قلم بپرسید پیام انتخابات مجلس یازدهم چه بود؟ در جواب خواهم گفت: یک هشدار بزرگ. هشدار به مسئولین که به جای جنگ قدرت به فکر مردم باشید و هشدار به جناح‌ها که منافع مردم و مصالح کشور و نظام را قربانی منافع خود نکنید. اگر به این هشدارها توجه عملی شود، قطعاً میزان مشارکت مردم بالا خواهد رفت و دشمنان را وادار به عقب‌نشینی در تمام جبهه‌ها خواهد کرد.

گروه سیاست نامه نیوز: زمان انتخابات مجلس است و هر جریان سیاسی تدابیر خاص خود را برای جلب نظر افکارعمومی دارد. هنوز مشخص نیست در این انتخابات رقابتی دو قطبی را شاهد خواهیم بود یا شکل رقابت از حالت سنتی اصولگرا-اصلاح طلب بیرون می آید و گروه های سیاسی به طور مشخص جبهه پایداری با تابلوی اختصاصی خود وارد گود می شوند.

حسین الله کرم تحلیلگر مسائل سیاسی می گوید: با وجود جنگ روانی دولت و اصلاح طلبان برای ایجاد شکاف بین نیروهای انقلابی و اصولگرا، در نهایت رقابت دوقطبی بین جریان انقلابی و غیرانقلابی شکل می گیرد.

مشروح گفتگوی حسین الله کرم با نامه نیوز را در ادامه بخوانید.

*انتخابات آینده چند قطبی می شود؟
-انتخابات مجلس یازدهم بین دو جریان انقلابی و جریان غیرانقلابی دوقطبی خواهد شد. البته به نظر می رسد جریان غیرانقلابی دنبال اجرای جنگ روانی است چون می گویند «به دلیل ردصلاحیت ها امکان ارائه لیست 30 نفره در تهران برایشان مقدور نیست». حال آنکه حداقل سه لیست 30 نفره از نیروهای غیرانقلابی در تهران  تأییدصلاحیت شده اند. ازاینرو به نظرمی رسدجریان غیرانقلابی بدلایل ریزش آراء ناشی از چالش ها، ناکارآمدی و مشکلات معیشتی می خواهد با پروژه جنگ روانی، نیروهای انقلابی ، و اصولگرایان سنتی را دچار اشتباه محاسباتی نماید تا آنها با دولیست وارد انتخابات شوند.نیروهای غیرانقلابی فکرمی کنند باموفقیت دراین عملیات روانی می توانندمجلس دهم را تکرار کنند.
*اصلاح طلبان می گویند «گرچه به اندازه لیست سی نفره نامزد داریم اما چهره ها و شخصیت های شناخته شده ما ردصلاحیت شدند» به نظر شما اصولگرایان و نیروهای انقلابی برای پیروزی در انتخابات مجلس راه ساده ای پیش رو دارند؟
-بهیچ وجه اینطور نیست زیرا جریان غیرانقلابی، آنقدر ازافرادشاخص تاییدصلاحیت شده برخوردار است که برخی از آنها قبل از شروع تبلیغات قانونی و رای گیری در دوم اسفند و شمارش آراء خودشان را رئیس مجلس می دانند.
در حال حاضر اصولگرایان نیز تحت عنوان شورای ائتلاف نیروهای انقلاب فعال شده اند و به نظر می رسد تلاش دارند با افزایش نامزدهای انقلابی وهمچنین افزایش تعداد جوانان ازیکطرف وزن نیروهای انقلابی و جهادی را اضافه کنند وازطرف دیگر وجودجوانان رانماد توجه به بیانیه گام دوم امام خامنه ای معطوف نمایند تا ازاین طریق  به لیست واحد برسند. آنها معتقدند تشدید جنگ روانی فوق الذکر از طرف رئیس جمهور که دیروز درجمع استانداران و فرمانداران رخ داد، وحدت لیست را برای آنها سخت می کند. آقای روحانی در جمع فرمانداران و استانداران درقامت اپوزیسیون ویک استادجنگ روانی اظهار کرد که تعداد نامزدهای یک جناح(منظور اصلاحات واعتدال که عمدتا نیروهای غیرانقلابی اند)کمتر از نامزدهای یک لیست کامل انتخاباتی در تهران وشهرستانهاست. بنابراین نیروهای انقلابی راه سختی را پیش رو دارد.
*اگر اصلاح طلبان لیست انتخاباتی در تهران ندهند، به نظر شما رقابت پایداری و شورای ائتلاف می تواند نشاط انتخاباتی ایجاد کند؟
-گرچه فرض سئوال را قبول ندارم ومعتقدم  اصلاح طلبان و دولت حتما لیست مشترک ارائه می کنند اما به فرض صحت نیز معتقد به نشاط ورقابت انتخاباتی هستم. زیرابدلیل جامعه شناختی،مشکلات معیشتی واقتصادی ناشی از عملکرد دولت دوازدهم موجب کوچ طبقاتی شده بطوریکه طبقه متوسط به طبقه فرودست کوچ کرده است بر همین اساس شعار رفاه-آزادی ولذت طبقه متوسط تبدیل به شعار معیشت- اقتصاد وعدالت طبقه فرودست خواهد شد. این وضعیت با شکست برجام موجب سست شدن پاسخ معتبر نخبگان غیرانقلابی وحتی نخبگان زاویه دار با نظام مبنی بر همکاری با کدخداشده است.ازاینرو گفتمان دوگانه رفاه ولذت  به نفع داعیه های انقلابی کنار میرودو جامعه همچنان شاهد رقابت و نشاط  انتخاباتی خواهد بود.
*به نظر شما بزرگترین چالش اصولگرایان و نیروهای انقلاب در انتخابات پیش رو چیست؟
- یادآور می شوم من اصولگرایان سنتی را همسو و پوشش دهنده کامل نیروهای انقلاب نمی دانم اما به هر صورت در پاسخ به این سئوال معتقدم جنگ روانی دولت و اصلاح طلبان مهمترین چالش نه تنها برای اصولگرایان و نیروهای انقلابی بلکه برای جامعه ایرانی نیز خواهد بود. به نظر می آید دولت و اصلاح طلبان برای حفظ قدرت از هر اقدامی برای انحراف اذهان از ناکارآمدی اقتصادی و همچنین دور کردن فساد از دامن خودشان استفاده خواهند کرد.

اسلام آباد- ایرنا- رییس حزب جمعیت علمای اسلام در پاکستان در واکنش به ترور سردار قاسم سلیمانی در حمله تروریستی آمریکا، گفت: ترامپ برای رهایی از استیضاح به دنبال تحمیل جنگ جدیدی در خلیج فارس است.

رسانه های پاکستان روز شنبه اظهارات مولانا «فضل الرحمان»  از رهبران جناح مخالف دولت درباره اقدام تروریستی آمریکا را در نشست خبری وی در اسلام آباد منعکس کردند.

رییس حزب جمعیت علمای اسلام شاخه فضل افزود: آمریکایی‌ها در خاورمیانه و منطقه خلیج فارس به دنبال جنگ جدیدی هستند.

وی اضافه کرد: ترامپ که در انتخابات گذشته با وعده بازگرداندن هزاران تن از نظامیان آمریکا به کشور توانسته بود پیروز شود، نه تنها در عمل به قول خود ناکام ماند بلکه اکنون برای نجات از باتلاق استیضاح کنگره دست به چنین کاری زده است.

مولانا فضل الرحمان اظهار کرد: از نظر ما ترامپ در صدد متشنج کردن اوضاع منطقه است و هدف از حادثه اخیر نیز بهره‌برداری از فضای انتخابات آتی در آمریکا تلقی می‌شود.

سردار سپهبد قاسم سلیمانی فرمانده شهید سپاه قدس و ابومهدی‌المهندس معاون سازمان نیروهای مردمی عراق به همراه هشت نفر دیگر بامداد دیروز (جمعه) از مسیر فرودگاه بغداد به دستور «دونالد ترامپ» رییس جمهوری آمریکا و با پهپادهای وزارت دفاع این کشور (پنتاگون) ترور شدند و به شهادت رسیدند.

وزارت امور خارجه پاکستان روز گذشته و ساعاتی پس از شهادت سردار سلیمانی، ضمن ابراز نگرانی شدید از اوضاع فعلی، بر ضرورت اجتناب از هر گونه اقدام یکجانبه و تهاجمی تأکید کرد.

خبرگزاری ایمنا، در بسته سیاسی خود به ارائه گزیده اخبار منتشر شده طی بیست و چهار ساعت گذشته می پردازد:

پشت پرده موج جدید استیضاح‌ها در مجلس از زبان یک نماینده

جلال میرزایی، نماینده ایلام و رئیس کمیته سیاسی فراکسیون امید مجلس شورای اسلامی، با اشاره به هدف طرح استیضاح وزرای کشور، نفت و آموزش و پرورش در مجلس گفت: «هدف طرح این استیضاح اگرچه در ظاهر به اسم مردم و دغدغه مردم را داشتن مطرح می‌شود، اما در باطن به این شکل نیست.» او ادامه داد: «نمایندگان در آستانه انتخابات زیر فشارهایی هستند و تحت تاثیر فضا به استیضاح وزرا روی آورده‌اند و منطقی پشت آن نیست؛ برای مثال در مورد استیضاح وزیر نفت، سران قوا مسئولیت تصمیم‌گیری در خصوص مدیریت مصرف سوخت را بر عهده گرفته‌اند، اما آقایان زنگنه را استیضاح می‌کنند. از این موضوع باید پی برده باشید که نمایندگان استیضاح‌کننده به دنبال چه چیزی هستند.» این نماینده مجلس به استیضاح وزیر کشور اشاره کرد و بیان کرد: «انتقاداتی به وزیر کشور وارد است و ایشان مسئولیتی در تامین امنیت کشور داشته است. اما شاهد هستیم که مراکزی آسیب دیده‌اند و افرادی هم کشته شده‌اند. مسئول امنیت کشور وزیر کشور است و باید در این زمینه توضیحاتی بدهند، اما راه آن استیضاح نیست.»

 

وفادارانِ به احمدی نژاد در تکاپو برای رسیدن به پارلمان

بهاری ها و یاران وفادار مانده به احمدی نژاد، قصد ائتلاف با هیچ کدام از جناح های سیاسی را ندارند و در تلاش هستند برای برخی حوزه های انتخابیه به جز تهران کاندیدا معرفی کنند. به طوری که گفته می شود در برنامه ریزی هایشان برای رای آوری بیشتر روی شهرهای کوچک برنامه ریزی می کنند. در این بین در لیست کاندیداهای احتمالی نام برخی وزرا و معاونان احمدی نژاد دیده می شود. عباس امیری فر، گفته«بدون شک احمدی‌نژادی‌ها در این انتخابات حاضر می‌شوند که این حضور می‌تواند هم در قالب حلقه محدود نزدیکانش باشد و هم در قالب قرار دادن چهره‌های سفید در یک لیست انتخاباتی تحت حمایت احمدی‌نژاد.» امیری فر در دولت نهم، رئیس شورای فرهنگی و امام جماعت مسجد نهاد ریاست جمهوری بود و در دولت دهم نیز به عنوان مشاور فرهنگی نهاد ریاست جمهوری فعالیت می‌کرد و بعدها راهش را جدا کرد. او در این گفتگو، غلامحسین الهام را گزینه احمدی نژاد برای ریاست جمهوری می داند اما از مرتضی تمدن، عبدالرضا شیخ‌الاسلامی و علی ذبیحی به عنوان کاندیداهای اصلی احمدی نژاد در انتخابات مجلس یازدهم نام می برد.

398460

صادق صدقگو : چرتکه‌ها را بیرون  آورده و حساب و کتاب می‌کنند. همان چرتکه‌هایی که ۸ سال جنگ، آنها را «خانه‌نشین» و «حجره‌نشین» کرد.

مادرش تا دیروز، دختر شهید بود و همسر شهید و از امروز مادر شهید هم هست.

‎بالا و پایین می‌کنند و با همان مقیاس کثیف دنیایی‌شان، خود را با او می‌سنجند تا زبانم لال عقب‌تر نباشند: چندتا حقوق می‌گیرد و چی گرفته و از این به بعد چقدر خواهد گرفت و…

‎پس بگذارید بیشتر معرفی کنم تا بهتر بشناسید و در محاسبات‌تان اشتباهی رخ ندهد.

‎او، دختر «حاج محمد ترامیده» است. یکی از همان ۱۵ نفری که ۱۵ خرداد ۴۲ در کاشان دستگیر و به تهران اعزام شد. حاج محمد که در ۱۵ خرداد ۴۲ مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود، پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در دهم آبان‌ماه ۶۰ در مریوان به شهادت رسید.

وی هشت ماه و ده روز بعد، همسرش «شهید تقی یوسفی» را از دست داد و امروز هم، فرزندش «جانباز شهید دکتر عباس یوسفی» را بدرقه کرد.

‎و امثال او در کاشان کم نیستند؛ زنانی که هدیۀ روزگار جنگ به آنها، فقدان چندین نفر از یک خانه بود: خواهر شهیدی که در یک روز، همسر و پدرش شهید شدند (حاجیه خانم یزدانی، همسر شهید رفاهی)، خواهر دو شهید که همسرش شهید شد (حاجیه خانم گلی، همسر شهید عباسیان) و یا دختر شهید و خواهر دو شهیدی که اخیراً فرزندش به شهادت رسید (حاجیه خانم زاهدی، مادر شهید موسوی) و هزارانی همچون آنها که همچون «سرو» دوشادوش همسر، پدر، برادر و پسران‌شان ایستادند که امروز ما در اینجا نشسته‌ایم.

‎حاجیه خانم کریمی، مادر بزرگوار شهیدان ستوده و همسر رزمنده جهادگر زنده یاد حاج شکراله ستوده، سالها پیش برایم تعریف می‌کرد که در دوران جنگ برای عزیزاله و حبیب اله و حاج شکر اله سه عدد ساک مجزا می‌بست و بعد از بدرقه همۀ مردانِ خانه به سوی جبهه، خودش ساک چهارمی را بر می‌داشته و به همراه تنی چند از خواهران جهاد سازندگی به کردستان می‌رفته تا با برگزاری کلاسهای آموزشی و فرهنگی، از قافلۀ مجاهدان عقب نمانده و بذر انقلاب را در دلهای مردم محروم‌ بکارند. ‎او در نهایت با حسرت گفت: «ای کاش به تعداد رگ‌ها و مویرگ‌های بدنم پسرانی داشتم تا لباس رزم بر تن شان کنم و به سوی جبهه‌ها بدرقه‌شان کنم.»

در عصری که همه مناسبات «چرتکه‌ای» است، ‎این پاکبازی و وارستگی همچون رمز حیاتی است که وجود آنها را نیز تبدیل به برکتی ماندگار برای جامعه کرده است. ‎رمز و برکتی که چرتکه‌های مرفهین بی‌درد و منفعت طلب از محاسبه و تحلیل‌ آن عاجز است.

‎اینها، مصداق همان کسانی هستند که «بهتر از ملّت حجاز در عهد رسول الله و کوفه و عراق در عهد امیرالمؤمنین و حسین بن علی»اند ۱ و حضور در پیشگاه آنان افتخار مرحوم امام بود. ۲

اما پس از جنگ، با آنها چه کرده‌ایم!؟

همان ‎سهمی که در دوران جنگ برای سکوت «نشستگانِ مدعی» پرداختند، در دوران صلح (به قول عباس حیدری در آژانس شیشه‌ای ابراهیم حاتمی کیا) اینگونه به آنها پس دادند:

‎«جنگ که شروع شد، سرِ زمین بودم با تراکتور.جنگ که تموم شد، برگشتم سر همون زمین، بی‌تراکتور. آقاجون مو هنوز دفترچه بیمه هم نگرفتم، حالا خیلی زوره، خیلی زوره این حرفا…شما سهمتان را دادین. سهمتان همین زخم زبون‌هایی بود که زدین…»

‎پی نوشت:

۱- صحیفه امام، ج ۲۱. ص

آفتاب‌‌نیوز :

بعد از اظهارات حسن روحانی، رئیس‌جمهور درباره تعامل سازنده با جهان، کارشکنی برخی از مخالفان دولت و برگزاری رفراندوم در کشور(جزئیات بیشتر)، برخی چهره‌های مخالف دولت، واکنش‌های تندی به اظهارات روحانی نشان دادند. حجت‌الاسلام سید احمد علم‌الهدی یکی از افرادی بود که در اظهاراتی تند خطاب به رئیس جمهور گفته بود: برای اینکه کشتی انگلیسی را توانستید بگیرید شما را احترام می‌کنند نه به خاطر برجام. کسی به خاطر برجام شما را احترام نکرده است. رهبری فرمودند اگر جمهوری اسلامی و مدیران جامعه شاه‌سلطان‌حسن‌ها شود و مدیران و مسئولان ذلیل که جرات و جسارت ندارند و احساس قدرت نمی‌کنند (روی کار بیایند) اگر کار جمهوری اسلامی به اینجا برسد کار جمهوری اسلامی تمام خواهد شد. پیغمبر ما جامعه اسلامی داشته است. بچه‌های مردم شهید شدند برای اینکه جامعه مثل امت پیامبر درست کنیم و در برابر دشمن حساسیت داشته باشیم نه وادادگی.(جزئیات بیشتر)

به گزارش آفتاب‌نیوز؛ اظهارات تند علم الهدی نیز با واکنش‌ برخی چهره‌های سیاسی مواجه شده است. محسن غرویان در همین‌باره گفته است: «همه این دلایل باعث شد وزرای خارجه کشور‌های مختلف برای دیدار با دکتر ظریف لحظه‌شماری کنند و کار‌های مهمشان را رها کرده بودند تا با آقای ظریف دیدار داشته باشند. منطق و حقانیت سخنان جمهوری اسلامی باعث قدرت بین‌المللی‌اش شده است و برخلاف سخنان آقای علم‌الهدی لزوما اقدامات نظامی نمی‌تواند تضمین‌کننده احترام بین‌المللی باشد».

او با تأکید بر اینکه دولت حسن روحانی مورد تأیید رهبر انقلاب است، اظهار کرد: «نکته دیگر این است که به‌هرحال دولت مورد تأیید و تنفیذ مقام معظم رهبری است و همه ائمه جمعه موظف‌اند منویات رهبر انقلاب را تأمین کنند و اگر چنین نکنند جایگاه قانونی و شرعی ندارند؛ بنابراین به‌صراحت می‌گویم که به‌دلیل آنکه تنفیذ رهبر انقلاب پشت سر دولت قرار دارد، حمله ائمه جمعه به رئیس‌جمهور خلاف نظر رهبری است و این‌گونه اظهارنظر‌ها به جایگاه شرعی و قانونی ایرادکننده این سخنان آسیب می‌زند».

نظرسنجی کنید تا معلوم شود مردم چقدر با مواضع

غرویان اعتقاد خود درباره هدف اظهار سخنان تند علیه رئیس‌جمهور را چنین بیان کرد: «از دیدگاه من برخی برای رسیدن به اهداف سیاسی خاص مصالح کشور و ملت را به خطر می‌اندازند که اصلا رویکرد پسندیده‌ای نیست».

این استاد حوزه و دانشگاه تصریح کرد: «بهتر است در یک نظرسنجی دیدگاه مردم مشهد پرسیده شود تا ببینیم آیا واقعا مردم این شهر با اظهار چنین سخنانی از تربیون نماز جمعه شهرشان موافق هستند یا خیر؟ و آیا این سخنان تأثیر مثبت داشته یا منفی؟ به‌هرحال در انتخابات خبرگان مشاهده شد که دلواپسان مورد تأیید قاطبه مردم نیستند و احتمالا در انتخابات مجلس در اسفندماه این موضوع باز هم تکرار می‌شود».

برجام را به همه‌پرسی بگذارید تا طرفداران علم الهدی مشخص شوند

روزنامه جمهوری اسلامی نیز در واکنش به اظهارات علم‌الهدی نوشته است: امام جمعه مشهد گفته «نیروهای انقلابی را تندرو دانستن و آنها را از صحنه بیرون کردن و مخالف امام رضا نشان دادن، امام‌رضا را خشمگین می‌کند. حجت‌الاسلام سید احمد علم‌الهدی گفت عده‌ای اعتقاد ندارند که دین می‌تواند جامعه را اداره کند. اگر شاه‌سلطان‌حسن‌ها مدیران جامعه شوند، کار جمهوری اسلامی تمام خواهد شد. کسی روی کره زمین به شما به‌خاطر برجام احترام نمی‌گذارد».

معلوم نیست چرا آقای علم‌الهدی در قامت سخنگوی امام رضا علیه‌السلام سخن می‌گوید! علاوه بر این، اصولاً ایشان با تکیه بر کدام آمار می‌گوید کسی روی زمین به شما به‌خاطر برجام احترام نمی‌گذارد؟ پیشنهاد می‌شود آقای علم‌الهدی، یک همه‌پرسی انجام دهد تا معلوم شود برجام در کشور چقدر طرفدار دارد.

آقای علم‌الهدی از کِی سخنگوی امام رضا شده‌اید؟

سایت جماران نیز در یادداشتی نوشته است: واقعا آیا جناب علم الهدی جهان را واکاوی کرده و به این نتیجه رسیده که«کسی روی کره زمین به آقای روحانی به خاطر برجام احترام نمی‌گذارد» ؟ به نظرم ایشان اصلا کاری به جهان ندارد بلکه مرادشان محدوده خود و دوستانش است. حال فرض کنیم که جهان احترام بگذارد، آیا جناب علم الهدی قانع می شود و آن را می پذیرد؟(جزئیات بیشتر)

اقتصادنیوز: «مهدی غضنفری» وزیر صنعت، معدن و تجارت در دولت دوم محمود احمدی‌نژاد ضمن بررسی مشکلات ایجاد شده در وضعیت تجارت خارجی ایران در سال گذشته که بخش مهمی از آن ناشی از تلاطم بازار ارز بوده‌است، پدیده‌ای به نام «فرآیندهای تباهنده» را عامل اصلی مشکلات اقتصادی دانست و تاکید کرد: در کشوری که فرآیندهای تباهنده وجود دارد دولت نمی‌تواند به دلخواه مسائل اقتصادی مانند تجارت یا بازار ارز را حل کند. پیروز نهایی حقایق اقتصادی هستند و بدون پذیرش حقایق اقتصادی نمی‌توان از تله فرآیندهای تباهنده عبور کرد.

به گزارش اقتصادنیوز؛ تجارت خارجی ایران در سال گذشته با دشواری‌های فراوانی مواجه بود. افزایش ناگهانی نرخ ارز در تعطیلات نوروز ۹۷، راهکار دولت با اعلام دلار 4200تومانی در 21 فروردین و در ادامه نوسانات مقطعی و پیاپی، فضای تجارت را غبارآلود کرد. دومین عاملی که فضای تجارت خارجی کشور را مشوش کرد، بستن مجاری وارداتی و رانت دلار ارزان بود که از آن به عنوان «خودتحریمی» یاد می‌کنند. و بالاخره آغاز تحریم‌های آمریکا، سومین عاملی بود که به صورت مستقیم و غیرمستقیم فضای تجاری را تیره کرد.

هفته‌نامه «تجارت فردا» در گفت‌وگویی تفصیلی با «مهدی غضنفری» وزیر صنعت، معدن و تجارت در دولت دهم، به بررسی وضعیت تجارت خارجی ایران در سال ۹۷، مشکلات بوجود آمده در فضای تجاری کشور و چشم‌انداز آینده آن پرداخته است.

غضنفری معتقد است که اقتصاد ایران در تله «فرآیندهای تباهنده» گیر افتاده و تنها راه فرار از این دام را مثلث «ادراک، اراده و تمکین» دانست.

وزیر صنعت و معدن دولت احمدی‌نژاد می‌گوید ابتدا باید «ادراک» لازم در جامعه و در ذهن سیاستگذار ایجاد شود، سپس سیاستگذار «اراده سیاسی» کافی برای حل مشکلات به خرج دهد و نهایتاً باید همه حقایق اقتصادی را «تمکین» کنیم. اگر این اتفاقات بیفتد، سال 98 می‌تواند برای ما سال خوبی باشد، اما اگر سال 98 با فرمان سال گذشته هدایت شود قطعاً ما سال سختی در پیش داریم.

ابوالفضل خداپرست، در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا با اشاره به صحبت های چندی پیش محمدرضا باهنر، اظهار کرد: اصولگرایان علاقه مند هستند که فضای بین خودشان را مثبت و انسجام اصولگرایان را قاطع نشان دهند در حالی که همان طور که اصلاح طلبان به بزرگ ترین مشکلات درون حزبی برخورده اند، اصولگرایان نیز مشکلات درون حزبی زیادی دارند.

وی افزود: هدف اصلی اصولگرایان ائتلاف سازنده در انتخابات آینده مجلس شورای اسلامی است زیرا نمی خواهند آرایی که مربوط به آنها می شود در احزاب کوچک دیگر پخش شود. سیاست اصلی اصولگرایان در بازه زمانی حال حاضر تقویت وحدت و انسجام رفتار است، اما مشکلات بسیار زیادی در این جبهه وجود دارد که به نظر نمی رسد تا پیش از انتخابات مجلس شورای اسلامی قابل حل باشد.

این فعال سیاسی اصولگرا خاطر نشان کرد: اصولگرایان باید به دنبال راهبردهای جدید در حوزه های مهم اقتصادی باشند زیرا بسیاری از مردم گمان می کنند، اصولگرایان از وضع موجود راضی هستند و به دنبال تشدید فشار های اقتصادی موضع گیری هایی انجام می دهند.

خداپرست یادآور شد: روابط جبهه اصولگرایان برخلاف پیشرفتی که اصلاح طلبان در برقراری ارتباط با مردم داشته اند اندکی رو به انزوا رفته است و لازم است تا اصولگرایان به دنبال راهکاری برای جلب اعتماد دوباره مردم باشند.

وی ادامه داد: جمنا تمام نشده است اما بسیاری از اعضای جبهه اصلاحات علاقه دارند این جریان را از بین رفته و منحط شده معرفی کنند. در صورتی که شورای ائتلاف جریان ارزشی انقلاب (شاجا) تشکیل شود، جمنا به عنوان بازوی قدرتمند این شورا به فعالیت های سیاسی و اجتماعی خود ادامه خواهد داد.

خداپرست تصریح کرد: اختلافات میان چمران و مصباحی مقدم به عنوان دو تن از شاخص ترین اصولگرایان جریان راست سیاسی کشور نشان دهنده نبودن وحدت در میان این جریان است و در حالی که اصلاح طلبان برای پیروزی در انتخابات مجلس شورای اسلامی برنامه ریزی می کنند، اصولگرایان هنوز مشغول اختلافات داخلی هستند.

منابع رسمی اماراتی پس از ۱۵ ساعت سکوت و تکذیب سرانجام یکشنبه شب به هدف قرار گرفتن ۴ فروند نفتکش در بندرالفجیره اعتراف کردند. بندر الفجیره با مساحتی حدود هزار و ۱۶۵ کیلومترمربع و جمعیتی افزون بر ۱۳۰ هزار نفر، یکی از هفت امیرنشین امارات عربی متحده است. این منطقه از سمت غرب به شارجه و رأس الخیمه، از جنوب به کلبا و از شرق به دریای عمان محدود می‌شود. بازار گمانه زنی درباره پیامد‌ها یا عاملان این حادثه هم اکنون در محافل سیاسی و رسانه‌ای داغ است؛ این موضوع از زوایای گوناگون قابل تحلیل است.  
۱- فجیره، تنها بندر نفتی و صنعتی امارات در حاشیه دریای عمان است. اماراتی‌ها چند سال پیش یک خط لوله انتقال نفت به طول ۳۷۰ کیلومتر از ابوظبی به این بندر کشیدند تا بگونه‌ای تنگه هرمز را دور بزنند. این بندر از این نظر بسیار مهم است.

۲- سکوت و تکذیب رویداد و دروازه بانی شدید برای جلوگیری از درز کردن حتی یک فریم عکس یا ویدئو بیانگر آنست که حادثه غافلگیرانه بود. شیخ نشین امارات هنوز در مورد جزییات حادثه و مسببان احتمالی سخنی نگفته است.
۳- رسانه‌ها شماره هفت فروند کشتی آسیب دیده را منتشر کردند، اما مقام‌های رسمی فقط به مورد حمله قرار گرفتن ۴ فروند اذعان داشتند که نشان می‌دهد کاستن از حجم حادثه  و پیامد‌های آن مدنظر بوده است.   
۴- ماهیت این حادثه بیش از آنکه امنیتی باشد، اقتصادی است، طبعا پیامد‌های آن بر بازار انرژی، بورس و... قابل توجه خواهد بود. کشور‌های صادرکننده مانند ونزوئلا، لیبی، الجزایر هم که به علت تنش‌های داخلی ناتوان در عرضه بقدر کافی هستند ممکن است با بزرگنمایی حادثه الفجیره، بازار را به یکباره با جهش قیمتی مواجه کند.      
۵- آمریکا مدت هاست که روی استخراج نفت شیل سرمایه گذاری می‌کند. ایالت کلرادو با داشتن دخایر ۳٫۳ تریلیون تنی بیشترین میزان را در دنیا دارد. استخراج نفت شیل زمانی مقرون بصرفه اقتصادی است که قیمت نفت به حدود ۱۰۰ دلار برسد.
۶- آمریکا بار‌ها کشور‌های عربی دارنده دلار‌های نفتی را تهدید کرده است که در صورت نبود در منطقه حتی یک هفته هم نمی‌توانند در کاخ هایشان باشند. جناح تندرو برای مشروعیت بخشیدن به حضور نظامیانشان و دوشیدن کشور‌های حاشیه خلیج فارس ممکن است به چنین سناریویی متوسل شده باشد.
۷- ماجراجویان در هیات حاکمه آمریکایی، رژیم صهیونیستی، جناح بن سلمان سعودی و بن زاید اماراتی هم ممکن است برای شعله ور کردن ناامنی در منطقه و دراز کردن انگشت اتهام به سوی ایران به این شگرد متوسل شده باشند.
۸- عامل این حادثه از قدرت اطلاعاتی و عملیاتی زیادی برخوردار بوده است. نفوذ در تدابیر امنیتی آمریکا، فرانسه، امارات و سعودی که در این منطقه فعال هستند از دیگر مولفه‌هایی است که در توان عامل یا عاملان حادثه بوده است. به نظر می‌رسد با این مشخصات، موساد بیشتر از همه در مظان اتهام باشد.
۹- مشارکت گسترده امارات در ائتلاف ضد یمن شاید انگیزه‌ای به یمنی‌ها داده باشد که دست به عملیات انتقام جویانه بزنند. انقلابیون یمن بار‌ها در این زمینه به امارات هشدار داده بودند، اما در زمینه حادثه الفجیره اظهار نظر نکرده اند.
۱۰- رقبای اقتصادی، جریان‌های مخالفت دولت امارات، القاعده، اخوانی‌های تحت فشار سنگین وهابی‌ها، نیرو‌های سرخورده موسوم به گرگ‌های تنها، دزدان دریایی و... هر یک ممکن است به دلایلی انگیزه دست زدن به چنین اقدامی را داشته باشند.
۱۱- برای تحلیل دقیق‌تر گرچه باید منتظر دریافت اطلاعات بیشتر از منابع مستقل درباره این حادثه بود، اما این نکته روشن است تا زمانی که قدرت‌های فرامنطقه‌ای به سرکردگی آمریکا در صدد یافتن بازار فروش جنگ افزار در منطقه باشند غرب آسیا روی امنیت را نخواهد دید.